سيد جلال الدين آشتياني

158

شرح حال و آراى فلسفى ملا صدرا ( فارسى )

برهان ديگر بر اتحاد آن است كه صورت مجرد از مادهء جسمانيه روى قاعدهء كليه ( كلّ مجرد عاقل ) تعقل مىنمايد ذات خود را . هر مجردى عقل و عاقل و معقول است و قيام صور عقليه به نفس قيام حلولى نمىباشد ، بلكه قيام صدورى است . برهان ديگر آن‌كه ادراك كليات به مشاهدهء ارباب انواع است . ما در مباحث قبلى اين معنا را بيان كرديم و نفس هر صورتى را كه ادراك نمايد ، بايد به همان اندازه اتصال به رب النوع خود پيدا نمايد . چون ادراكات استكمالات نفسند و خزينهء صور ادراكيه عقل مجرد است و علم حاصل نمىشود مگر به اشراقات و اضافات شهوديه بين عقل و نفس مدرك حقايق ، « إيّاها يتلقى العقل عند إدراكه للكليات و الحدود و البراهين تنحو نحو هذه » . برهان پنجم بر اتحاد عاقل و معقول آن است كه نفس به اعتبار مقام ذات و باطن خود خلاق صور تفصيليه است ، لذا گفته‌اند : « العقل البسيط الإجمالي خلّاق للصور التفصيلية » صور به نحو كثرت در وحدت در مقام باطن نفس وجود دارند و با نفس متحدند و در مقام تفصيل معقولات وجود نورى نفس محيط به صور معقوله و به نحو وحدت در كثرت با صور وجود دارد . اتحاد در اين دو مقام اتم انحاى اتحاد مىباشد . يكى از براهينى كه صدر المتألهين در موارد عديده به آن استدلال نموده است برهان تضايف است . صدر المحققين برهان تضايف را به اين نحو تقرير فرموده است : صور اشياء دو نحو متصورند : يك قسم از صور حلول در مادهء جسمانيه نحوهء وجود آنهاست و بدون حلول در ماده وجودى ندارند . ما قبلا بيان كرديم كه چنين صورتى به واسطهء انغمار در ماده و وقوع در دار حركات و متحركات ، صلاحيت براى معلوليت ندارد و بدون تقشير از مواد جسمانيه قابل ادراك نمىباشد . يك قسم ديگر از صور حلول در ماده جسمانيه ندارد ، ولى از مقدار جسمانى